وقتی کسی برای اولین بار منتور میشود، معمولاً این سؤال را از خودش میپرسد: «دقیقاً قرار است چه کاری بکنم؟» جواب ساده است: منتور قرار نیست همهی جوابها را بداند؛ قرار است کمک کند منتی راه خودش را روشنتر ببیند.
منتور معلم یا مدیر نیست
معلم محتوا را آموزش میدهد و مدیر کار را تعیین میکند. منتور اما کنار منتی مینشیند، تجربهاش را به اشتراک میگذارد و تصمیم نهایی را به خود او میسپارد. همین تفاوت است که منتورینگ را اثرگذار میکند.
پنج نقش اصلی منتور
- راهنما: مسیرهای ممکن را نشان میدهد و مزایا و ریسک هر کدام را توضیح میدهد.
- شنونده: قبل از توصیه، خوب گوش میدهد تا مسئلهی واقعی را بفهمد.
- آینه: نقاط قوت و ضعفی را که منتی خودش نمیبیند، صادقانه به او بازمیگرداند.
- الهامبخش: با روایت تجربههای واقعی، از جمله شکستها، به منتی انگیزه و اعتمادبهنفس میدهد.
- پل ارتباطی: در صورت امکان، منتی را با افراد، منابع و فرصتهای مفید آشنا میکند.
منتور خوب به جای ماهی دادن، ماهیگیری را نشان میدهد؛ و گاهی فقط کنار رودخانه میایستد تا منتی خودش امتحان کند.
کارهایی که بهتر است نکنیم
تصمیم گرفتن به جای منتی، تحمیل مسیر شخصی خودمان، قول دادن دربارهی نتیجه، و نقد بدون پیشنهاد عملی، از اشتباههای رایج منتورهاست. هدف این است که منتی پس از هر جلسه مستقلتر شود، نه وابستهتر.
یک جلسهی خوب چه شکلی است؟
جلسهی اثرگذار معمولاً با یک سؤال روشن شروع میشود، در میانه به بررسی گزینهها میپردازد و با یک یا دو قدم عملی برای منتی تمام میشود. اگر منتی با یک برنامهی مشخص از جلسه بیرون برود، شما نقشتان را بهخوبی انجام دادهاید.

